ميرزا محمد حيدر دوغلات
596
تاريخ رشيدى ( فارسي )
قرنى را در كنف رحمت خود تربيت كرد و اويس قرنى در همين حيات ( 287 ر ) آن حضرت بود ، اما به شرف صحبت و ملاقات آن حضرت حضورا مشرف نشده بود . روزى حضرت رسالت - صلّى اللّه عليه و سلّم - به امير المؤمنين عمر - رضى اللّه عنه - و امير المؤمنين على - رضى اللّه عنه - وصيت كردند كه بعد از من رويد و اويس قرنى را دريابيد كه حضرت حق سبحانه ، روز قيامت خلق اكثر را به شفاعت اويس به جنت خواهد درآورد . و بعد از آن هر كس كه از روحانيت شيخى به [ اين ] مرتبه رسد او را نيز اويس مىگويند ؛ چنان كه سلطان بايزيد را در ظاهر پيرى نيست و تربيت از روحانيت امام جعفر صادق يافتند ، و همچنين شيخ ابو الحسن خرقانى از روحانيت سلطان بايزيد . و اين بزرگ مقامى است تا نصيب كدام دولتمند باشد و گفتهاند كه مراقبت نعمتى است الهى در مرتبه جمع و بنده را از وى شربى نصيب است و مراقبت از جانب حق سبحانه ، دو نوع است : يكى نگاه داشتن خلق از نظر عدم و تصرف فنا ، و مضمون آيت كانَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ رَقِيباً 765 بيان اين معنى است . دوم ، نظر در آنچه بنده را به آن تكليف كرده است از مأموريه و منهى عنه و مراقبت از جانب بنده سه نوع است : اول ملاحظه اين معنى كه حق سبحانه ، در همه وقت بر اعمال وى حاضر و ناظر است و ثمره اين مراقبت صنعت حيات است و اين را در اصطلاح صوفيه و اهل سلوك ، مراقبت مىنامند . و دوم محافظت جميع قواى ظاهرى و باطنى و حسى و عقلى به آنچه از براى وى مخلوق است مصروف گردد . و سيوم نگاهداشتن دل است از غير حق سبحانه ، بر وجهى كه غير اصلا در دل نيايد ؛ و مراد اينجا از مراقبت اين معنى است كه سالكان به عمل اين مشغولند و مقصودشان در مراقبت تحصيل ملكه اين معنى است . ديگر ذكر بعضى كلمه طيبه را مىگويند به جهر يا به خفيه ، و بعضى كلمه طيبه را تمام مىگويند . آنان كه تمام مىگويند دليل ايشان اين است كه محمد رسول اللّه در اين كلمه ( 287 پ ) جزو ايمان است ، پس اين كلمه را تمام بايد گفت . اين اقتداست به امير المؤمنين ابابكر صديق - رضى اللّه عنه - كه فرمودهاند كه من كلمه اولى را بىثانى